⁂ کوچه باغ تنهایی ⁂

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان

۲۳ مطلب توسط «محمد امین خبرخوش» ثبت شده است

سلام خدمت همه همراهان این صفحه و کسانی که به من لطف داشتند.سه سال گذشت.سه سالی که همراه هم بودیم؛ اینجا رو ساختم برای کسانی مثل خودم که دلشون گرفته یا خسته ان.گاهی متنی نداشتم و نذاشتم ولی باز هم لطف کردن و به این صفحه سر زدن. از اول که شروع کردم به نوشتن ، متن هام بعضا تضمین از شاعران و نویسندگان دیگه بود ولی کم کم روی پای خودم ایستادم و مطالعه کردم بیشتر تا بتونم شاید کمی منتقل کننده احساسات و عواطف خوب و آرامش دهنده به بقیه باشم و هنوز هم دارم مطالعه می کنم و تجربه کسب می کنم.

به نظر من ، گاهی وقت ها باید یه جایی باشه که ...

 

  • محمد امین خبرخوش




  • محمد امین خبرخوش

شاید خودم باشم


و من ، ذهنِ خزان زده ی محکوم به فنا ، هر شب به دنیا می آیم ؛ و با چند سرفه ی خورشید (که یعنی من اینجایم) به خود ... پیرمردی را از خواب بیدار می کنم و چند دقیقه ای در همان حالتِ خواب و بیداری اش تماشایش... ابدا به صبحانه علاقه ایی ندارد.دست و صورتش را می شوید و هندزفری را در گوشش می گذارد تا حوالی پنج یا ششِ عصر که شجریان و مرضیه و بنان دیگر نایِ خواندن ندارند.
به پارک می رویم...


  • محمد امین خبرخوش

تولدم مبارک😄

بقول معلم ادبیاتمون,استاد قربانی,در جواب من که اول هفته گفتم این هفته شنبه روز مهندسه,یکشنبه تولد هوشنگ ابتهاجه و چهارشنبه تولد شکسپیره و پنج شنبه هم تولد مهدی اخوان ثالثه با خنده گفت:چه هفته پر برکتی¡¡

البته هم که چه هفته ایی!!!😂

این شخصیت ها به کنار,اینکه من هم متولد 9 اسفندم به کنار😅


یک سال دیگه هم گذشت و خیلی چیزا رو تجربه کردم,آدمای جدید,تجربه های بعضاً جالب و چه و چه...طعم خوش زندگی رو به معنای واقعی توی این یک سال و مخصوصا این 6 ماه (با وجود کنکور و قضایای مربوط به اون)

امیدوارم سال آینده هم سال خوب و پر از پیشرفت باشه


18 سالگی سلام!!!😄✋

در ادامه هم به همین موضوع پرداختیم😃

  • محمد امین خبرخوش

کوج





چمدانم را می بندم.به جایی دور کوچ خواهم کرد.دوردست ها...

همراه پرنده ها، بر شانه ی باد دور از خاطره هایم.ناخوشی هایی که کام مرا تلخ کرده اند

دور از...

  • محمد امین خبرخوش



  • محمد امین خبرخوش

اینجا بدون من :((



  • محمد امین خبرخوش

خواهر


تمام گل های دنیا را بوییدم. هیچ گلی خوشبوتر از خواهر نیافتم.

گل من، اینک که قلم را در دست دارم برای تو می نویسم.

برای تو می نویسم که قلبی پاک داری.برای تو می نویسم که با عشقت مرا...

 

  • محمد امین خبرخوش

به تیرگی نیمه شب

 

من خود به چشم خویشتن تنها شدنم را دیدم.خیلی غمگینم.بی تکیه گاه،بی همراه و بی پناه.

دیواری بین خودم و دنیای اطرافم کشیده ام.

زندگی ام رنگی به تیرگی نیمه شب دارد.تاریک و سرد.

احساس عجیبی دارم.امشب، تاریک تر از همیشه است و...

 

  • محمد امین خبرخوش

بوی بهار


 

 اندک اندک بوی بهار می آید.به هر سو که نگاه می کنم ، می بینم که همه در تکاپو هستند تا باز نو شوند.تازه و زیبا. مردم را می بینم که خرید می کنند،خانه تکانی می کنند و گرد و غبار را از صورت خانه پاک  می کنند. من نیز خوشحال و شادمان ازاین همه زیبایی و سرسبزی هستم.

طبیعت را می بینم که لباس برفی اش را از تن بیرون می آورد و ...

 

  • محمد امین خبرخوش