⁂ کوچه باغ تنهایی ⁂

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

سر آغاز


 

بِسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

منّت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیاتست و چون بر می آید مفرّح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمت شکری واجب.باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده .

 

  • محمد امین خبرخوش

تولدم مبارک😄

بقول معلم ادبیاتمون,استاد قربانی,در جواب من که اول هفته گفتم این هفته شنبه روز مهندسه,یکشنبه تولد هوشنگ ابتهاجه و چهارشنبه تولد شکسپیره و پنج شنبه هم تولد مهدی اخوان ثالثه با خنده گفت:چه هفته پر برکتی¡¡

البته هم که چه هفته ایی!!!😂

این شخصیت ها به کنار,اینکه من هم متولد 9 اسفندم به کنار😅


یک سال دیگه هم گذشت و خیلی چیزا رو تجربه کردم,آدمای جدید,تجربه های بعضاً جالب و چه و چه...طعم خوش زندگی رو به معنای واقعی توی این یک سال و مخصوصا این 6 ماه (با وجود کنکور و قضایای مربوط به اون)

امیدوارم سال آینده هم سال خوب و پر از پیشرفت باشه


18 سالگی سلام!!!😄✋

در ادامه هم به همین موضوع پرداختیم😃

  • محمد امین خبرخوش

کوج





چمدانم را می بندم.به جایی دور کوچ خواهم کرد.دوردست ها...

همراه پرنده ها، بر شانه ی باد دور از خاطره هایم.ناخوشی هایی که کام مرا تلخ کرده اند

دور از...

  • محمد امین خبرخوش



  • محمد امین خبرخوش

اینجا بدون من :((



  • محمد امین خبرخوش

خواهر


تمام گل های دنیا را بوییدم. هیچ گلی خوشبوتر از خواهر نیافتم.

گل من، اینک که قلم را در دست دارم برای تو می نویسم.

برای تو می نویسم که قلبی پاک داری.برای تو می نویسم که با عشقت مرا...

 

  • محمد امین خبرخوش

به تیرگی نیمه شب

 

من خود به چشم خویشتن تنها شدنم را دیدم.خیلی غمگینم.بی تکیه گاه،بی همراه و بی پناه.

دیواری بین خودم و دنیای اطرافم کشیده ام.

زندگی ام رنگی به تیرگی نیمه شب دارد.تاریک و سرد.

احساس عجیبی دارم.امشب، تاریک تر از همیشه است و...

 

  • محمد امین خبرخوش

بوی بهار


 

 اندک اندک بوی بهار می آید.به هر سو که نگاه می کنم ، می بینم که همه در تکاپو هستند تا باز نو شوند.تازه و زیبا. مردم را می بینم که خرید می کنند،خانه تکانی می کنند و گرد و غبار را از صورت خانه پاک  می کنند. من نیز خوشحال و شادمان ازاین همه زیبایی و سرسبزی هستم.

طبیعت را می بینم که لباس برفی اش را از تن بیرون می آورد و ...

 

  • محمد امین خبرخوش

خوشبختی؟!!



 

همه جا را تاریکی فرا گرفته است.بجز صدای تیک تاک ساعت ، هیچ صدای دیگری شنیده نمی شود.

ذهنم درگیر است و خوابم نمی برد. تنهایی،نبودن آزادی،شکست های پی در پی همه و همه ذهنم را ...

 

  • محمد امین خبرخوش

زلف پریشان


زلف پریشانت رقصان در باد است.هیچ میدانی چشمان زیبایت با دلم چه کرده اند؟من محو تماشای نگاهت شده ام.نمیدانم فرشته ایی هستی یا...

 

 

 

  • محمد امین خبرخوش

هوای خونه

 

این روز ها خیلی دل گیرم.غمگین و بی حال.ظاهرم گویای احوالم است؛موهایی بلند و ریش هایی نامرتب.

آخر میدانی؟مدتی است حال هیچ کاری را ندارم،حتی رسیدن به ...

  • محمد امین خبرخوش